سینمای ایران
پرونده‌ای برای قاتلان مرد درجه یک فیلم‌ها و سریال‌های مختلف به بهانه درخشش امیر آقایی در خونسرد

گاهی به پشت سر نگاه کن

امیر آقایی در سریال خونسرد در قامت یک قاتل سریالی حاضر شده است،  قاتلی که طعمه‌هایش را شکار می‌کند و آنها را طی مراسمی به قتل می‌رساند، در سینمای ایران چند قاتل معروف دیگر هم داریم.

به گزارش فیلم نیوز، فیلم‌ها و سریال‌های بسیاری ساخته شده‌اند که شخصیت اصلی آنها یک قاتل بوده است. بعضی از این قاتل‌ها کاملا برنامه‌ریزی شده عمل کرده‌اند و در پس ارتکاب جرمشان تفکر زیادی نهفته است. برخی دیگر اما ابتدا قاتل نبوده‌اند و حتی به قتل فکر هم نکرده‌اند اما به خاطر مشکلات مالی، تحقیر شدن یا قرار گرفتن در تنگنا تصمیم گرفته‌اند تغییر رویه دهند و دست به انجام قتل بزنند. به بهانه بازی امیر آقایی در نقش کسری در سریال «خون‌سرد»، دست روی 9 شخصیت درخشان قاتل در سینما و شبکه نمایش خانگی گذاشته‌ایم. تعداد این قبیل نقش‌ها بسیار زیاد است و انتخاب از میان آنها بسیار سخت. به همین دلیل صرفا تمرکزمان را روی قاتلان مرد گذاشته‌ایم و از میان آنها هم دست به انتخاب زده‌ایم. طبیعتا یادمان نرفته آتیلا پسیانی «آب و آتش»، شهرام حقیقت‌دوست «جنایت»، نیما شاهرخ‌شاهی «پارک‌وی»، فرهاد اصلانی «زندگی خصوصی»، رضا عطاران «آب‌نبات چوبی»، فرهاد آئیش «شب‌های تهران»، بابک کریمی «ماهی و گربه» و خیلی از بازیگران مرد دیگر هم در این نقش‌ها جذاب ظاهر شده‌اند.

امیر آقایی| کسری| خونسرد| 1401

جدیدترین قاتلی که اخیرا با او روبه‌رو شده‌ایم، کسری با بازی امیر آقایی در سریال «خونسرد» است. همانطور که پیش‌تر هم نوشتیم، امیرحسین ترابی این سریال را با اقتباس از سریال آمریکایی «دکستر» ساخته و اینجا هم با یک پزشک پزشکی قانونی مواجه هستیم که خودش تصمیم می‌گیرد مجرمان را به سزای اعمالشان برساند. در سه قسمتی که از سریال دیده‌ایم، کسری شخصیتی منطقی، باهوش و حتی با احساسات و عواطفی انسانی معرفی شده؛ شخصیتی که طعمه‌هایش را از میان مجرمانی انتخاب می‌کند که از دست قانون قسر در رفته‌اند. او با ترفندهای مختلف، آنها را سوار ماشین می‌کند و در محل مخفی که برای خودش طراحی کرده، به صندلی می‌بندد و بعد از اقرار گرفتن، رگ‌های دستشان را می‌زند.

جواد عزتی| مالک| زخم کاری| 1400

جواد عزتی سال گذشته در سریال «زخم کاری» به کارگردانی محمدحسین مهدویان، بازی درجه یکی را در نقش مالک از خود به نمایش گذاشت. مالک در همان قسمت‌های اول، حاج عمو را به  قتل رساند. بعد با همکاری کریم، شخصیت نجفی را نابود کرد. بعد برای ایجاد رعب و وحشت میان خانواده ریزآبادی، دستور داد خدمتکار خانه‌شان را به قتل برسانند و این قتل‌ها را ادامه داد. نکته قابل توجه درباره شخصیت مالک این بود که به عنوان مردی مهران و خانواده‌دوست معرفی می‌شد. او بسیار احساساتی بود و نسبت به فرزندانش آسیب‌پذیر و از سوی همسرش مدام تحقیر می‌شد. مدام حالت تهوع داشت و لحظه‌ای خوشحال نبود. به همین دلیل هم با وجود قتل چهار نفر و نارو زدن به منصوره و رابطه‌اش با کیمیا، مخاطبان تا پایان نگران حالش بودند و دلشان می‌خواست هیچ ضربه‌ای به او نخورد.

حامد بهداد| امیر شایگان| می‌خواهم زنده بمانم| 1400

امیر شایگان فردی بانفوذ بود که از خانواده‌های زندانیان پول‌های کلان می‌گرفت و توی پرونده‌ها دست می‌برد یا خانه‌های مصادره‌ای را در ازای قیمت‌های گزاف به صاحبانش برمی‌گرداند. آنقدر قدرت داشت که کسی جرئت نمی‌کرد خلاف گفته‌هایش دست به اقدام بزند. همه‌ی اطرافیانش را خریده بود هرکس را اراده می‌کرد از سر راه برمی‌داشت. شایگان شخصیتی پیچیده بود. ابتدای سریال زمانی که بین هما و نادر جدایی می‌انداخت، از او متنفر می‌شدیم اما رفته‌رفته با شخصیت کاریزماتیکش نه تنها هما که مخاطبان را هم به سمت خودش می‌کشید. صحنه‌ی زیر گرفتن شخصیت زهره در قسمت پایانی توسط امیر شایگان جزو مهمترین صحنه‌های این سریال به حساب می‌آمد.

نوید محمدزاده| نوری| قورباغه| 1399

شخصیت نوری در سریال «قورباغه»، یک قاچاقچی مواد مخدر بود. به راحتی آدم می‌کشت و با ماده‌ معجزه‌آسایی که در اختیار داشت می‌توانست هرکسی را به انجام هرکاری وادار کند بدون اینکه گیر بیفتد. نوری از کودکی احساسات و عواطف عجیب و غریبی داشت. در بچگی مدرسه‌شان را آتش می‌زد. در جوانی به دو نفر پول می‌داد که پدرش را با بیل جلوی روی خودش بکشند و در حرکاتش احساساتی به چشم نمی‌خورد. گوشت‌ تلخ بود و به‌خاطر رفتار خشونت‌باری که با دیگران داشت حمایت مخاطبان را برنمی‌انگیخت. با این حال نقاط ضعف زیادی در شخصیتش داشت. بسیار تنها بود و حتی خواهرش هم او را دور می‌زد. فقط به واسطه پودر معجزه‌گر بود که همه دورش بودند و از این جهت ترحم مخاطبان را برمی‌انگیخت. نوید محمدزاده یکبار هم در «خفگی» به کارگردانی فریدون جیرانی نقش یک قاتل را درجه یک بازی کرده بود.

محسن تنابنده| سعید| عنکبوت| 1398

فیلم «عنکبوت» به کارگردانی ابراهیم ایرج‌زاد براساس فیلمنامه اکتای براهنی درباره زندگی واقعی سعید حنایی، قاتلی زنجیره‌ای در شهر مشهد ساخته شده. قاتلی که شانزده زن خیابانی را برای پاک کردن فساد از جامعه به قتل رسانده بود. شخصیت سعید ابتدای فیلم برای قتل اعتمادبنفس زیادی ندارد. یک مقدار ترسو است و حتی می‌خواهد ارشاد کند اما بعد از اینکه جرئت و جسارت اولین قتل را پیدا می‌کند، رفته‌رفته خصلت‌هایش تغییر می‌کند و در پایان سرش را به خاطر کاری که کرده بالا می‌گیرد. او تا پایان فیلم ابراز پشیمانی نمی‌کند و حتی مادر و پسرش هم با او همراهی می‌کنند تا جایی که پسرش می‌گوید می‌خواهد حتما راه پدرش را ادامه دهد. تفکرات و رفتار سعید با بازی درجه یک محسن تنابنده راهی برای همذات‌پنداری با این قاتل باقی نمی‌گذارد.

هوتن شکیبا| عبدالحمید ریگی| شبی که ماه کامل شد| 1397

عبدالحمید برادر عبدالمالک ریگی، سردسته گروهک تروریستی جندالله بود که ابتدای فیلم، به عنوان پسری عاشق و شاعر معرفی می‌شد. او عاشق دختری تهرانی به اسم فائزه می‌شد و زندگی خوبی را کنارش می‌گذارند اما با باز شدن پایش به پاکستان کم کم تحت تاثیر افکار برادرش قرار می‌گرفت و در عملیات تروریستی شرکت می‌کرد. نهایتا تحت تاثیر برادرش مجبور می‌شد همسرش را به قتل برساند. او درحالیکه عاشق همسرش بود و نمی‌توانست دوری‌اش را تحمل کند دست به چنین قتلی می‌زد. جذابیت شخصیت او در ابتدای فیلم و تردید بزرگی که با آن روبه‌رو بود باعث می‌شد نتوانیم او را شخصیتی کاملا منفی به حساب بیاریم. مخصوصا اینکه در پایان فیلم هم کماکان عاشقانه رفتار می‌کرد و بعد از قتل فائزه برایش اشک می‌ریخت.

ساعد سهیلی| شهاب| پل خواب| 1393

«پل خواب» اکتای براهنی برگرفته از «جنایت و مکافات» فئودر داستایوفسکی بود و ساعد سهیلی در نقش شهاب، راسکولنیکوف ایرانی را به نمایش می‌گذاشت. پسری جوان که دایی ناتنی‌اش سرش کلاه گذاشته بود و حالا مجبور بود هم جواب طلبکارها را بدهد، هم بعد دو سال برای نامزدش عروسی بگیرد و هم قسط ماشینش را بدهد. معتاد بود و هیچ کاری نداشت. مجبور بود از راه کار کردن توی یک آژانس ذره ذره پول جمع کند. شهاب تا اواسط فیلم با اینکه می‌دانست یکی از مسافرهایش زنی تنها و بسیار ثروتمند است، به فکر قتل نیفتاده بود اما وقتی از سوی زن مورد تحقیر قرار گرفت این فکر به سرش زد. ابتدا زن را به قتل رساند و وقتی دوستش سر بزنگاه رسید، او را هم کشت.

لوون هفتوان| پرویز| پرویز| 1391

«پرویز» به کارگردانی مجید برزگر در ابتدای فیلم به عنوان شخصیتی مهربان و دوست داشتنی که سعی دارد به همه کمک کند شناخته می‌شود اما مدام تحقیر می‌شود، مدام زور می‌شنود و کسی حاضر نیست محبتش را درک کند. او تحت تسلط پدری سخت‌گیر به زندگی ادامه می‌دهد و این فشارها به قدری از طرف پدر و اعضای شهرک زیاد می‌شود که دست به عصیان می‌زند. ابتدا حیوان‌های اهلی را می‌کشد. سپس دست به قتل آدم‌هایی می‌زند که به نحوی تحقیرش کرده‌اند و سپس پدر را به قتل می‌رساند. : از آنجایی که پرویز را از ابتدای فیلم به عنوان شخصیتی مهربان و مظلوم می‌شناسیم و رفتار بد و سرشار از حقارت دیگران را در مواجهه با او شاهد هستیم کاملا به او حق می‌دهیم چنین واکنشی نشان دهد و عصیان کند.

شهاب حسینی | کامران | قتل آنلاین | 1384

شهاب حسینی هم جز بازیگرانی است که در اوایل دوران کاریش، نقش یک قاتل سریالی را بازی کرده است. او در فیلم «قتل آنلاین» نقش جوانی به نام «کامران» را دارد که  به طریق اینترنتی و از طریق چت قربانیانش را انتخاب و آن‌ها به قتل می‌رساند. این فیلم در سال‌هایی ساخته شد که تازه فضایی مجازی و چت کردن از طریق نرم افزارهایی مثل «یاهو مسنجر» مد شده بود. کامران از طریق چت کردن با قربانیانش ارتباط می‌گیرد و بعد آرام آرام نقشه‌اش را اجرا می‌کند. تا دقایق پایانی هویت قاتل مشخص نیست و همه دنبال او هستند تا اینکه معلوم می‌شود همه این قتل‌ها زیر سر کامران است. البته که رفتارو گریم او به گونه‌ای است که از همان ابتدا قاتل بودن کامران به نوعی لو می‌رود.

فیلم‌نیوز

دیدگاهتان را بنویسید