کافهها در هر دوره و زمانهای به عنوان پاتوق جوانان و اهالی یک محله، اهمیت بسیار زیادی دارند و در فیلمهای مختلف هم بارها به عنوان لوکیشنهای مهم مورد توجه قرار گرفتهاند. بعد از «ضیافت»، «کافه ترانزیت»، «کافه ستاره» و «پل چوبی»، حالا در فیلم «کافه سلطان» هم شاهد شکلگیری اتفاقهایی در دل یک کافه وسط جاده هستیم. در این فیلم یک کافه قدیمی در جادهای متروک به همراه زنی میانسال که صاحب آن است به محور اصلی ماجراها تبدیل میشود.
به گزارش فیلمنیوز، به بهانه نمایش فیلم «کافه سلطان» ، نگاهی داریم به کافههای بهیادماندنی در فیلمهای سینمایی ایران از دهه هفتاد تا کنون.
ضیافت | مسعود کیمیایی | 1374

در فیلم «ضیافت» به کارگردانی مسعود کیمیایی، کافهی «ماطاووس» به عنوان لوکیشن اصلی، اهمیت زیادی دارد. کافه جایی است که هفت رفیق دبیرستانی در دهه پنجاه برای سالهای بعد قرار ملاقات میگذارند. کیمیایی برای نمایش وقایع انقلاب هم از این کافه استفاده میکند. ما تغییرات کشور را با تغییر حالوهوای این کافه میبینیم؛ جایی که مکان سرو مشروب است، در دوره انقلاب شیشههایش میشکند و سپس ترمیم میشود و تغییر کاربری میدهد. خیابانهای اطرافش در طول مدت زمان طولانی تغییر میکنند و در دهه هفتاد، جوانهایی که هرکدام شغل و موقعیت و عقاید متفاوتی پیدا کردهاند بار دیگر در این کافه گرد هم میآیند.. اینبار اما دیگر از خامی و هیجان جوانی خبری نیست. آنها در طول زمان ماجراهایی را از سر گذراندهاند، با مشکلاتی روبهرو شدهاند و به جایی رسیدهاند که دیگر آدمهای قبلی نیستند. همانطور که کافه دیگر کافه قبلی نیست.
کافه ترانزیت | کامبوزیا پرتوی | 1382

در فیلم «کافه ترانزیت» به کارگردانی کامبوزیا پرتوی، یک قهوهخانه قدیمی بینراهی تغییر ماهیت میدهد و به محلی پرآرامش برای رانندهها و افراد تنها تبدیل میشود. ماجرا درباره زنی به نام ریحان است که شوهرش را به تازگی از دست داده. شوهرش برای او قهوهخانهای کنار جاده در نزدیکی ماکو به ارث گذاشته. ریحانه برای اینکه بتواند زندگی مستقلی داشته باشد تلاش میکند قهوهخانه را مجددا به راه اندازد اما برادر شوهرش مدام مقابل او سنگ میاندازد. با این حال ریحانه تلاش میکند فضای قهوهخانه را به کافهای به نسبت جدید تبدیل کند و فضایی صمیمی در آن ایجاد کند. ذوق آشپزی ریحان باعث میشود کافه رونق بگیرد و رانندهها به خاطر فضای آرام و خانوادگی آن بیشتر به آنجا سر بزنند. کامبوزیا پرتوی در ابتدای دهه هشتاد با ساخت «کافه ترانزیت» روی اهمیت توجه به استقلال زنان دست گذاشت و با تغییر کاربری یک قهوهخانه به کافه، قدمی به سمت گذر از تفکرات سنتی برداشت.
کافه ستاره | سامان مقدم | 1384

در فیلم «کافه ستاره»، کافه به عنصر مشترک و خط رابط میان سه اپیزود اصلی تبدیل میشود؛ مکانی که پاتوق اهالی یک محله سنتی در پایین شهر است و شاهد ماجراهایی است که در این محل رخ میدهد. کافه ستاره به لحاظ ظاهری هم مثل تک تک شخصیتهای این فیلم، در مرز میان زندگی سنتی و مدرن معلق است. در آن هم نشانههای سنتی به چشم میخورد و هم مدرن. چای در استکانهای کمرباریک سرو میشود و از سوی دیگر میز بیلیاردی به عنوان نشانه زندگی مدرن در آن وجود دارد. فریبا، سالومه و ملوک که اپیزودهای اصلی این فیلم متعلق به آنهاست، به نحوی با فضای کافه در ارتباط هستند. کافه محل درآمد فریبا است و مهمترین اتفاقهای زندگی سالومه و ملوک هم در پیوند با این مکان شکل میگیرد. سامان مقدم از این کافه نه تنها به عنوان یک پاتوق در محله پایین شهر استفاده کرده که آن را به عنوان یکی از شخصیتهای اصلی در نظر گرفته است.
چیزهایی هست که نمیدانی | فردین صاحبالزمانی | 1389

در فیلم «چیزهایی هست که نمیدانی» به کارگردانی فردین صاحبالزمانی با راننده آژانسی به نام علی روبهرو هستیم که از زمین و زمان بریده و به غار تنهایی خودش پناه برده است. او هم با شهر و مردم غریبه است و هم در خانه شخصی خودش. تنها محیطی که او را به گذشته و حالوهوای روزگار خوش پیوند میدهد، کافه پیرمردی به نام دنیز است. او در گذشته به همراه معشوق قدیمیاش به این کافه میرفته و آنجا پاتوق اصلی قرارهایشان بوده است. بعد از رفتن دختر اما کماکان پاتوق میماند. در طول فیلم شاهد تعمیرات و رنگامیزی کافه هستیم. کافه قدیمی رفتهرفته تمیز و مرتب میشود و رنگی دیگر به خودش میگیرد و یک جورهایی منطبق با حالوهوای علی پیش میرود. وقتی علی به واسطه حضور نرگس در زندگیاش حالوهوای بهتری پیدا میکند او را با خودش به کافه میبرد و حالا این تغییرات بیشتر به چشم میآید. «چیزهایی هست که نمیدانی» تصویری از زندگی مردی تنها در دنیای جدید را به تصویر میکشد و این تنهایی و سکون با فضای کافه هم درمیآمیزد.
پل چوبی | مهدی کرمپور | 1390

در فیلم «پل چوبی» به کارگردانی مهدی کرمپور، کافهی دایی ناصر در محله پل چوبی به عنوان یک پاتوق نوستالژیک و امن معرفی میشود. به طوری که خود دایی ناصر میگوید حتی آنهایی که بزرگ شدهاند و سالهاست رنگ محله قدیمیشان را ندیدهاند باز هم سر بزنگاه سراغ کافه او میآیند چون این کافه هیچگاه تغییر نمیکند. کافه در گذشته و هنگام جوانی امیر، کاراکتر اصلی فیلم، پاتوق او با نازلی، معشوق سابقش بوده است. در شرایطی که همسر امیر برای گرفتن ویزا و جور کردن مقدمات مهاجرت از ایران رفته است، امیر قدم به پاتوق قدیمی میگذارد و بازگشت نازلی بعد از ده سال و مرور خاطرات در این کافه، باعث میشود زندگی امیر تحت تاثیر قرار بگیرد. کافه در این فیلم هم به عنوان یک پاتوق قدیمی برای عشاق معرفی میشود و هم مکانی که در وقایع سال 1388 به محفلی امن و آرام برای جوانان تبدیل شده بوده است.
کافه سلطان | مصطفی رزاق کریمی | 1404

فیلم «کافه سلطان» که در جشنواره چهلوچهارم فجر به نمایش درآمده، جدیدترین اثری است که کافه در آن اهمیت بسیار زیادی دارد. ماجرای فیلم در خرداد و تیر 1404 همزمان با جنگ 12 روزه ایران و اسرائیل روایت میشود. کافه سلطان یک کافه متروکه بین راهی است که زنی میانسال به نام مهری، آن را به عنوان تنها دارایی خودش نگه داشته است. در تمام طول سال این کافه خلوت است و گذر کسی به آن نمیافتد اما در شرایط جنگی و ناامن شدن مسیرهای اصلی، این جاده قدیمی پر مسافر میشود و کافه سلطان هم رونق میگیرد و محلی برای اتفاقهای مختلف تبدیل میشود. در جشنواره امسال با فیلمهای مختلفی در رابطه با جنگ دوازده روزه روبهرو هستیم اما «کافه سلطان» از این جهت که از منظری کاملا متفاوت با این مسئله روبهرو شده اهمیت زیادی دارد. آزیتا حاجیان، محمدرضا شریفینیا، لیلا زارع، هومن کیایی، سجاد بابایی، سیاوش طهمورث، مریم مؤمن و … در این فیلم بازی دارند.
فیلم «کافه سلطان» دوشنبه 13 بهمن ساعت 15 در پردیس سینمایی «روتانو» و ساعت 17.30 در سینما «فرهنگ» روی پرده میرود.




