سینمای ایران
مسعودکیمیایی بیش از هر کارگردانی از نام «رضا» برای قهرمان‌هایش استفاده کرده است

از رضا موتوری تا آقا رضا سرچمشه

مسعود کیمیایی رکورددار استفاده از نام رضا برای کاراکترهای فیلم هایش است. او ۱۲ بار از این اسم استفاده کرده. رضا هم مثل چاقو و اسب و مرگ از موتیف های تکرار شونده آثار این فیلمساز به شمار می رود. برای بررسی جزء به جزء این کاراکترها سراغ جواد طوسی رفتیم و در گفتگو با این منتقد پیشکسوت وجه تسمیه تاریخی و معنوی شان را مرور کردیم. طوسی عقیده دارد: «کیمیایی گاهی اوقات عامدانه از بیان صریح دلیل حضور مداوم المان های فیلم هایش مثل اسم رضا، پرهیز کرده. گویی این از رازهای نهفته فیلمساز است که سعی کرده دنیای مستقل خودش را پایه ریزی کند.» طوسی رضای دو فیلم کیمیایی را بیشتر از بقیه دوست دارد: رضا موتوری و رد پای گرگ.

رضا موتوری | بازیگر : بهروز وثوقی |  ۱۳۴۹

فیلمساز دارد بعد از موفقیت قیصر در رضا موتوری ریسک می کند. او اگر می خواست مسیر موفقیت آمیز مبتنی بر مخاطب شناسی گسترده را استمرار بخشد از همان المان های قیصر استفاده می کرد ولی اینجا آدمی می بینیم که ترکیبی از قهرمان و ضد قهرمان است. یک سیاهی لشکر زیر بازارچه که وسیله معیشتش فیلم بری سینما است.کیمیایی در جهت جابجایی طبقاتی فضایی برای ضد قهرمانش مهیا می کند و اینگونه توانایی و میدان عمل این آدم را محک می زند که چقدر در این جابجایی ظرفیت پذیری لازم برای استحاله دارد و خود ضد قهرمان اولین کسی است که در برابر دوربین با آن تک گفتار طولانی (مثل تک گفتار قیصر جلوی ایوان خانه) دیدگاهش را بیان می کند که من این کاره نیستم و برمی گردد به همان ریشه های طبقاتی خودش، یعنی اینقدر هوشمندی دارد که آلوده یکسری مسائل که فردیت او را مضمحل کند نشود و دوباره حضوری افراشته داشته باشد و به مرامنامه طبقه خودش دل ببندد.

دندان مار| بازیگر فرامرز صدیقی |  ۱۳۶۸

رضای دندان مار را در یک میانسالی می بینیم که چشم هایش بینایی لازم را ندارد و وقتی می خواهد استارت یک رابطه عاطفی آمیخته با رفاقت را با احمد بزند در وهله اول شک می کند؛ تصور می کند دستمال یادگاری مادرش را او ربوده.این رفاقت رفته رفته شکل می گیرد. انتهای دندان مار فیلمساز داوری منصفانه تاریخی خودش را می کند؛ در عین حال که سمپاتی و نگاه نوستالژی به رضای قدیمی خودش دارد؛ وقتی می خواهد جولان دهی فاعلانه را در میزانسن خود جاری کند، این احمد است (مرد جنگ زده جنوبی) که در هلال و قرص ماه حضوری افراشته دارد و گویی سیاوش گونه از آتش عبور کرده…کیمیایی منصفانه آدمی را در نشانه شناسی اجتماعی انتخاب می کند که حضوری بی واسطه تر در التهابات و رخدادهایی معاصر که جنگ باشد دارد ولی رضا قدیمی در میانسای در غم از دست دادن مادر بی تاب است…

رد پای گرگ | بازیگر: فرامرز قریبیان | ۱۳۷۰

رد پای گرگ جزو برترین فیلم های کارنامه کیمیایی است. باز اینجا انسانی می بینیم که اصول و قواعد خودش را دارد. او به لحاظ خاستگاه عاطفی و تعریفی که از رفاقت دارد به یک تبعید ناخواسته کشیده می شود و بعد در یک درک و فهم زمانه شناسانه می فهمد که این رفاقت های کلاسیک ترک برداشته.صادق که رضا در رابطه ای مرید و مرادگونه به او اقتدا می کرد، حالا شده آدم کاسب این زمانه. از اینجا به بعد موجودیت فردی این آدم را در جامعه به شدت تغییر یافته می بینیم و قرار نیست او همرنگ جماعت شود و نهایتا عاشقانه می آید آن رفیق از اصل افتاده را از بین می برد، خود آن رفیق هم برای این قصاص خوشامد می گوید.

تجارت | بازیگر : فرامرز قریبیان | ۱۳۷۳

در ضیافت با رابطه پدر و فرزندی روبرو هستیم. اینجا هم خصایص، اخلاقیات و هویت مندی ایرانی را در شخصیت پدر (رضا) می بینیم.

ضیافت| بازیگر: حسن جوهر چی |  ۱۳۷۴

از مجموعه آدم هایی که قول و قرار گذاشتند که در تاریخی مشخص دیدار داشته باشند، فیلمساز رضایی را برای بوسه باران شدن انتخاب می کند که جانباز جنگ تحمیلی است. رفقا نسبت به این آدم فروتنانه سر تعظیم پایین می آورند و ویلچرش را بوسه باران می کنند و این کمترین ادای احترامی است که فیلمساز برای یکی از شمایل زمانه قائل می شود.

اعتراض| بازیگر : محمد رضا فروتن |  ۱۳۷۸

در یک مقایسه تطبیقی و تاریخی، فیلمساز خیلی منصفانه دو نسل را در برابر هم قرار می دهد؛ دو برادر از یک خانواده. یکی پایه های اخلاقی خودش را دارد (امیرعلی) و رضا نشانه های این زمانه را دارد که می گوید دوره آن خشونت گرایی از زاویه دید من تغییر پیدا کرده و من اگر جای تو بودم زنی که به من خیانت کرده را نمی کشتم. امیرعلی چون می بیند انسان این زمانه نیست، مرگ را انتخاب می کند. چون یکی از ویژگی های تکرار شونده سینمای کیمیایی مرگ آگاهی است.فیلمساز رضای خودش را یک مقدار آدمی از جنس زمانه می بیند ولی در کنار و هم عرضش، ذوق زده دوران اصلاحات نمی شود. در یک میزانسن ترافیک ناهمگون روزنامه های متفاوت و تکثرگرایی را می بینیم ولی وجه دیگر آن یعنی ژورنالیسم عمق نیافته را هم شاهد هستیم.کیمیایی عادت دارد که از شرایط موجود فاصله بگیرد؛ آدمی که دوره های مختلف از کودتای ۲۸ مرداد را هم دیده و از یک نگاه خوشبینی تاریخی، به یک نگاه واقع بینانه و در عین حال تلخ اندیشانه بعدی رسیده، حالا ذوق زده یک شرایط تاریخی مقطعی نمی شود.

سربازهای جمعه | بازیگر : محمد رضا فروتن | ۱۳۸۲

سربازهای جمعه در عین اینکه جزو آثار برتر مسعود کیمیایی به شمار نمی آید ولی از نظر بار مضمونی یکسری نشانه های آشنا دارد. سربازهایی که قرار است با سربازی (بهرام رادان) بُر بخورند که طبقه بالاتری دارد ولی او با طبقه پایین عجین می شود.این طبقه در عین اینکه از وضعیت معیشتی مطلوب برخوردار نیست، یکسری خصایص دارد؛ خاستگاه های اخلاقی دارد و این برای آدمی از آن جنس ارزشمنداست.

حکم | بازیگر : عزت الله انتظامی | ۱۳۸۴

عزت الله انتظامی در این فیلم یکی از متفاوت ترین نقش هایش را ایفا کرد… بخشی از شخصیت رضا معروفی آدمی است که کلاه سرش نمی رود؛ آدمی است که در مناسبات زمانه برای بقای خودش می جنگد… با اینحال زمانی که با یک نسل سرگشته روبرو می شود که انگار تشنه و شیفته یک رابطه بی غل و غش است، آن حضور اصیل خود را به نمایش می گذارد.

رییس| بازیگر : فرامرز قریبیان و امین تارخ | ۱۳۸۵

در این فیلم تعمدا اسم هر دو رفیق رضا است. یکی به قانونمندی های عرفی جامعه وصل است و یکی بحران های شخصی و خانوادگی را تجربه کرده و در بدترین شرایطی که نیاز به یک کم کمک دارد، متوسل به دوست قدیمی می شود. محل قرارشان هم یک سینمای متروکه است. حتی دیدارشان در این میزانسن، عامدانه مثل فیلم گوزن ها در فصل جلوی تئاتر جامعه باربد، به هم آغوشی کشیده نمی شود بلکه در یک سکوت و سکون همدیگر را می بینند.این نگاه کنایه آمیز فیلمساز است به دو آدم قدیمی که وقتی می خواهند همدیگر را ببینند تمام اصول و مناسک و هم آغوشی کلاسیک را رها کرده اند و فقط کنار هم می نشینند. این نشان می دهد جامعه ما وجوه عاطفی خود را از دست داده و درباره آدم های برگزیده کیمیایی هم مشهود است.

جرم | بازیگر : پولاد کیمیایی | ۱۳۸۹

فیلمساز شخصیتش را بر اساس یک نگاه هدفمند و زمانه شناسانه از یک بی هویتی تمام عیار متمایل به هویتمندی بعدی می کند. تجلی بارز این اتفاق را در رضا سرچشمه می بینیم. یعنی او از یک آدم مزدور که پول می گیرد و آدم می کشد و برایش هم مهم نیست که این آدم کی هست؛ آدمی دیگر می سازد. از یک جایی مانیفست اخلاقی رضا عوض می شود، او می گوید من اسلحه روی کسی می کشم که بشناسم (نقل به مضمون) در واقع ما با یک نگاه و یک تبعیت کورکورانه روبرو نیستیم و این مناسک و طی طریق را در شکل اجرا و میزانسن به وضوح می شود دید.به عقیده من جرم یکی از آثار شاخص و قابل بحث این دوران کیمیایی است؛ به رغم انتقادهایی که بعضی به آن داشتند، به مراتب از فیلم هایی مثل تجارت، فریاد و رییس موفق تر و سینمایی تر است.

فیلم‌نیوز

1 دیدگاه

  • فیلم های کیمیایی متاسفانه برخلاف جوی که وجود داره پشتشون فیلم هایی تو خالی هستن که نه ساختار درستی دارن و نه محتوایی درخور شعور مخاطب

دیدگاهتان را بنویسید