رسول صدرعاملی، کارگردان باتجربه سینمای ایران، امسال یکی از متفاوتترین آثارش را به جشنواره فیلم فجر فرستاده است. «قایقسواری در تهران» یک فیلم کمدی اجتماعی است که براساس فیلمنامه پیمان قاسمخانی نوشته شده و درباره مردی است که پس از سالها به کشور باز میگردد و حسوحال عشق قدیم در فضای تهران زیبا در دل او بیدار میشود. صدرعاملی در اکثر آثارش روی روابط خانوادگی، مشکلات دختران نوجوان و همچنین مسائل اعتقادی تمرکز داشته و حالا به نظر میرسد با مضمونی متفاوت از این کارگردان روبهرو باشیم.
به گزارش فیلمنیوز، به بهانه نمایش فیلم «قایقسواری در تهران» به کارگردانی رسول صدرعاملی در جشنواره چهلوچهارم، نگاهی داریم به مضامین اصلی آثار این کارگردان.

روابط خانوادگی | صدرعاملی در بخش مهمی از فیلمهایش به مشکلات میان اعضای یک خانواده پرداخته است. در اولین فیلمش «گلهای داوودی» که آن را در سال 1363 براساس فیلمنامه فریدون جیرانی ساخته بود، محور اصلی، یک راز خانوادگی بود. درحالیکه خانواده منتظر بازگشت پدر از حبسی 25 ساله است، ناگهان مادر خانواده میفهمد که همسرش در زندان مرده و حالا برای اینکه ازدواج پسر نابینایش خراب نشود، تصمیم میگیرد واقعیت را از او پنهان کند. در فیلم «قربانی»، صدرعاملی دست روی خانواده ثروتمندی گذاشت که درگیر گروگانگیری میشوند. پسر یک مرد ثروتمند دزدیده میشود و رباینده که از نزدیکان اوست درخواست پول میکند. «قربانی» سال 1370 ساخته شد و نتوانست به اندازه سایر فیلمهای او مورد توجه قرار بگیرد. در «پاییزان» هم مسئله اصلی، مشکلات میان یک زن و شوهر است؛ زوجی که قصد جدایی دارند اما با واسطه همراهیشان با یک مرد غریبه و درگیر شدنشان با زندگی او، رفتهرفته روابطشان ترمیم میشود. ترمیم شدن روابط خانوادگی، در اکثر آثار صدرعاملی دیده میشود. در فیلمهایی که با تمرکز روی زندگی دختران نوجوان ساخته شده هم چنین مواردی را میبینیم. صدرعاملی در «زیبا صدایم کن» هم روی مشکلات رابطه میان یک پدر و دختر دست گذاشته؛ پدری که با وجود شرایط سختی که دارد، سعی میکند خودش را به تنها دخترش اثبات کند و خاطره خوبی بر جا بگذارد.او در فیلم «زندگی با چشمتم بسته» هم از منظری متفاوت به مسائل یک خانواده ورود میکند.

دختران نوجوان | رسول صدرعاملی در چهار فیلم «دختری با کفشهای کتانی»، «من ترانه پانزده سال دارم»، «دیشب باباتو دیدم آیدا» و «سال دوم دانشگاه من»، تمرکزش را روی زندگی دختران نوجوان گذاشت. «دختری با کفشهای کتانی» را رسول صدرعاملی در نیمه دوم دهه هفتاد کارگردانی کرد تا نقطه آغازی برای سلسله تجربههای او در زمینه روایتگری دنیای نوجوانان و بهطور خاص دختران نوجوان باشد. تداعی، شخصیت اصلی این فیلم تصمیم به فرار از خانه میگرفت و پرسهزنیهایش در دنیای بیرحم شهر و قرار گرفتنش در معرض تجربههای تلخ، ماجراهای این فیلم را رقم میزد. «من ترانه 15 سال دارم» در سالهای پایانی دهه هفتاد، با ایدهای بسیار جسورانه ساخته شد. شخصیت اصلی این فیلم دختری 15 ساله است که سالها پیش مادرش را از دست داده و پدرش در زندان است. او در چنین موقعیتی وارد یک رابطه عاطفی با پسری میشود که او هم خیلی زود رهایش میکند و حالا این دختر نوجوان باید خیلی زودتر از موعد، با چالشهای مادر شدن و قضاوت اطرافیانش، مواجه شود. «دیشب باباتو دیدم آیدا» سومین اثر از این سهگانه بود. اصلیترین چالش قهرمان روایت «دیشب باباتو دیدم آیدا»، تردید درباره وفاداری پدرش نسبت به خانواده بود. همین چالش تبدیل به جرقهای میشد که او را از حریم آرام دنیای نوجوانی خود، به دنیای پیچیده آدم بزرگها پرتاب کند. صدرعاملی سالها بعد در «سال دوم دانشکده من» باز هم شخصیت اصلی فیلمش را یک دختر جوان قرار داد؛ دختری که با نزدیکترین دوست خود دچار یک بحران میشد و باید بین احساسات شخصی و حفظ رفاقتش تعادل ایجاد میکرد. در «زیبا صدایم کن» هم با بحران یک دختر نوجوان روبهروییم که خانواده مستحکمی ندارد و نمیتواند به پدرش اتکا کند.

زیارت و چالش ایمان | صدرعاملی در سه فیلم «شب»، «هرشب تنهایی» و «در انتظار معجزه»، زیارت حرم امام رضا (ع) را در محوریت قرار داد و به نحوی مسئله ایمان را در این سه اثر به چالش کشید. «هرشب تنهایی» با بازی لیلا حاتمی و حامد بهداد، اثر موفقتری بود و با استقبال خوبی روبهرو شد. در این فیلم زنی که به گفته دکترها بیشتر از چند ماه زنده نیست، با احساس عمیق ناامیدی، به درخواست همسرش به مشهد میرود. او که اعتقادی به معجزه ندارد، ابتدا این سفر را پس میزند اما نهایتا زمانی که با یک دختربچهی گمشده تنها میشود، بار دیگر ایمانش را بازمییابد. در فیلم «شب» با بازی امین حیایی، عزتالله انتظامی و خسرو شکیبایی، زندگی یک سرباز در مرکز قرار میگیرد. سربازی که باید متهمی را به مقصد برساند اما درگیر مشکلاتی میشود و نهایتا در حرم امام رضا (ع) مشکلش حل میشود و به آرامش میرسد. «در انتظار معجزه»، سومین فیلم مرتبط با زیارت است؛ فیلمی که فقط در جشنواره فجر به نمایش درآمد و با انتقادهای زیادی روبهرو شد.

مسائل شهری | صدرعاملی یک سال پس از «زیبا صدایم کن»، با فیلم «قایقسواری در تهران» به جشنواره فیلم فجر آمده است. آنطور که از خلاصه داستان برمیآید، این فیلم به آثار قبلیاش شباهتی ندارد. از یک سو اولینبار است ساخت یک کمدی اجتماعی را تجربه میکند و از سوی دیگر، تمرکز اصلی آن روی مسائل شهر تهران است. فیلمنامه «قایقسواری در تهران» را پیمان قاسمخانی نوشته است و به احتمال زیاد فضای متفاوتی در آن حاکم است. آنطور که در خلاصه داستان فیلم آمده، مردی پس از سالها به کشور باز میگردد و حسوحال عشق قدیم در فضای تهران زیبا در دل او بیدار میشود. این فیلم ترکیب بازیگران متفاوتی هم دارد و پیمان قاسمخانی، سحر دولتشاهی، محمد بحرانی و کاظم نوربخش در آن بازی دارند. صدر عاملی البته پیش از این و در اوایل دهه هفتاد با موضوع مسائل شهری خاصه شهر تهران فیلم «سمفونی تهران» را براساس فیلمنامهای از اصغر عبداللهی ساخت. او در این فیلم از طریق کاراکتر اصلیاش که پسر بچهای نوجوان است معضل ترافیک و مسائل مربوط به آن از جمله عدم رعایت قوانین توسط شهروندان را در شهر تهران به چالش میکشد.
از فیلم «قایق سواری در تهران» یکشنبه دوازدهم بهمن ماه ساعت 15 با اکران در پردیس سینمایی «روتانو» رونمایی میشود. این فیلم در همین روز در ساعت 17 در سینما فرهنگ و در ساعت 21 در پردیس سینمایی «مگامال» روی پرده میرود.





