جامپ کات

پست ها

سینمای ایران
جامپ کات: مرور نقش های ماندگار دهه نود

نوید محمدزاده در «بدون تاریخ، بدون امضا»

اینکه یک بازیگر بتواند احساس عصبانیت و پرخاشگری را هر بار به شکلی متفاوت و خلاقانه در آثارش ارائه کند، در میزان توانمندی و پیشتازی او در حرفه‌اش تردید و شبهه‌ای وجود نخواهد داشت... چه کسی می‌تواند تصویر قابل‌نفوذ نوید محمدزاده را در «بدون تاریخ، بدون امضا» باور نکند؟! تفاوت...

سینمای ایران
جامپ کات: مرور نقش‌های ماندگار دهه نود

مجید صالحی در «استراحت مطلق»

تجربه همکاری با عبدالرضا کاهانی می تواند یکی از متفاوت ترین و عجیب ترین اتفاق های دوران کاری هر بازیگری باشد. هوشمندی و جسارت او در زمان انتخاب بازیگران و شیوه متفاوت بازی گرفتن از آنها نیز بیشتر مواقع نتایج درخشانی به همراه داشته است. مخاطب در فیلم های کاهانی...

سینمای ایران
جامپ کات: مرور نقش های ماندگار دهه نود

پری ناز ایزدیار در «ابد و یک روز»

پری ناز ایزدیار که با سریال «شهرزاد» به درجه ای از شهرت رسیده بود، در هفتمین تجربه سینمایی خود و با بازی در نقش دختر مظلوم و رنج کشیده «ابد و یک روز» ساخته سعید روستایی، مورد تحسین و تقدیر بسیاری از منتقدان و داوران جشنواره های سینمایی قرار گرفت...

سینمای ایران
جامپ کات: مرور نقش‌های ماندگار دهه نود

ساعد سهیلی در «پل خواب»

فرنوش ارس خانی: راسکولنیکف مرتکب به جنایت بزرگی می‌شود...صدای رخوت از فقر و عشق به گوش می‌رسد... اما حتی خود او هم از تحلیلِ انگیزه‌ی قتل عاجز است... «پل خواب» اقتباس سینمایی اکتای براهنی از طغیانِ زندگی راسکولنیکف در رمان معروف «جنایات و مکافات» اثر داستایفسکی است، با این تفاوت...

سینمای ایران
جامپ کات: مرور نقش‌های ماندگار دهه نود‬

هنگامه قاضیانی در «زندگی مشترک آقای محمودی و بانو»

فرنوش ارس خانی: ‎از همان سکانس ابتدایی، مخاطب خیلی زود او را مورد قضاوت قرار می‌دهد و زیر لب می‌گوید: «چقدر شبیه زنان سنتی قدیمی است! چقدر قدیمی و کهنه فکر می‌کند!»‬ ‎‪محدثه یک کدبانوی تمام‌عیار است، به قولی قدیمی‌ها، زن زنان است! از آن‌هایی که صبح تا شب در...

سینمای ایران
جامپ کات: مرور نقش‌های ماندگار دهه نود

امیر جدیدی در «اژدها وارد می‌شود»

فرنوش ارس خانی: «یادم می‌آد باد می‌اومد. یا حداقل صدای باد می‌اومد. درست نمی‌شنیدم. دوباره صداش اومد. راه افتادم سمت کشتی...» ‎بابک حفیظی با لب‌های داغمه بسته و چشم‌هایی خیره مانده و نگاه های متحیر، رو به روی سعید جهانگیری (کارمند اداره ساواک) می‌نشیند و درباره جزئیات ماموریت وهم انگیز...